سه‌شنبه ۹ ژوئن ۲۰۰۹

در مورد جزاير سه گانه چقدر كار فرهنگي كرديم؟!



اشاره 
در اخرين ساعات سه شنبه 19 خرداد 1388 سخنگوي وزارت امورخارجه با صدور بيانيه اي (+)به سياق ديگر بيانيه هاي وزارت امورخارجه كشورمان كه بر مالكيت جزاير سه گانه خليج فارس تاكيد مي كند ادعاي تكراري كشورهاي عرب منطقه را در مورد اين جزاير رد كرد.
ماجرا از اين قرار است كه در بیانیه پایانی اجلاس یکصد و یازدهم وزرای امور خارجه شورای همکاری خلیج فارس باز هم به سياق سال هاي اخير با صدور بيانيه اي از ادعاي واهي دولت امارات متحده عربي در مورد ماليكت بر سه جزيره ايراني حمايت شده است. و اينك آقاي حسن قشقاوي با صدور بيانيه اي اين ادعاي تكراري اعراب را رد كرد.
اما بيانيه سخنگوي وزارت امورخارجه كشورمان نكته اي دارد كه قصد از نگارش اين مطلب تبيين آن است.
ايشان در اين بيانيه با تاکید بر اینکه این سه جزیره همواره در طول تاریخ جز لاینفک سرزمین ایران بوده است ، افزود: همانطور که بارها گفته شده سوءتفاهمی که در خصوص جزیره ابوموسی وجود دارد از طریق گفتگو میان ایران و امارات رفع شدنی است و دخالت طرفهای دیگر هیچ کمکی به این روند نخواهد کرد.
مقدمه 
در سال هاي اخير در هر اجلاسيه و شورايي كه در سطح كشورهاي عربي برگزار مي شود دولت امارات متحده عربي با حمايت عربستان و مصر اقدام به طرح بيانيه اي واهي در مورد ادعاي خود مبني بر ماليكت بر جزاير سه گانه خليج فارس يعني تنب كوچك و بزرگ و ابوموسي مي كند . 
كه البته اين بيانيه ها هيچ ارزش حقوقي و ديپلماتيكي ندارد و صرفا براي شامل مرور زمان نشدن ادعاي واهي اماراتي ها صادر مي شود. و البته مبدع و بنيانگزار صدور اين بيانيه ها نخست جمال عبدالناصر بود و بعد از يك دهه بعد صدام حسين رئيس حزب بعث عراق دوباره جريان اين بيانيه ها را به راه انداخت.
در سال هاي اخير يكي از عادات وزارت امورخارجه كشورمان اين بوده است كه بي وقفه و معطلي بعد از صدور چنين بيانيه هاي بي ارزشي اقدام به پاسخ دادن به آن ها كند.
از بي ارزش بودن محتواي اين ادعا ها كه بگذريم به نظر مي رسد اعراب و صادر كنندگان چنين بيانيه هايي دوست دارند اين موضوع براي ايران تبديل به يك مساله فرسايشي شود.
اگرچه بر اساس وظيفه ملي بايد هر روز و هر ساعت از حق حاكميت ملي در خصوص اين مساله دفاع كنيم ولي نبايد در دام اماراتي ها هم بيافتيم كه مي خواهند ما را وادار كنند سه وعهده در روز ؛ صبح و ظهر و شب بيانيه بدهيم. اين رفتار ما بيشتر احساسي است تا اقداماتي زير بنايي و آكادميك.
بسياري از صاحبنظران عقيده دارند وزارت خارجه ايران لازم نيست به هر بيانيه غير معقول و غير منطقي اي كه به تماميت ارشي كشورمان مربوط است پاسخ دهد.
گفتگو در مورد جزاير "چرا و به چه علت؟"
در تحليل محتوايي بيانيه هايي كه صادر مي شود و البته چند جمله بيشتر نيست بايد به مساله محوري آن يعني واست امارات براي طرح موضوع جزاير در دادگاه بين المللي اشاره كرد. در مقابل كشورمان همواره تاكيد كرده است كه تنها حاظر است در مورد سوء تفاهم ها با امارات پاي ميز مذاكره بنشيند.
اين مطلبي است كه در بيانيه امروز وزارت امورخارجه كشورمان به آن تاكيد شده است :
'همانطور که بارها گفته شده سوءتفاهمی که در خصوص جزیره ابوموسی وجود دارد از طریق گفتگو میان ایران و امارات رفع شدنی است و دخالت طرفهای دیگر هیچ کمکی به این روند نخواهد کرد.'
بر اين اساس كشورمان همواره طرح موضوع جزاير را در دادگاه هاي بين المللي رد كرده و حضور طرف سومي در اين ماجرا را نيز نپذيرفته است. البته نبايد جز اين هم در مورد مساله كه به تماميت ارضي كشور مربوط است عمل شود چرا كه ايران نمي تواند در مورد ادعاي ارضي يك دولت ديگر در مورد بخشي از خاكش تن به تشكيل دادگاه و يا مذاكره بدهد.
اين مساله به جز اين كه بر خلاف بند 11 از اصل سوم / نهم /هفتاد و هشت و يكصد و پنجاه و دوم  قانون اساسي(+) است اصولا معقول نيست . مثلا يك دولت خارجي بخواهد در مورد استا خراسان يا خوزستان با ايران وارد مذاكره شود. به اين ترتيب هيچ گاه دولت ها زير بار مذاكره براي تماميت ارضي خود نمي روند.
به عنوان مثال مي توان به موضوع جزاير فالكلند يا ملويناس كه در ماليكت بريتانيا و مورد ادعاي ارضي آرژانتين(+) است اشاره كرد اشاره كرد. در مورد اين مناقشه ارضي به جز برخورد نظامي 1982 مي توان به بيش از 100 بيانيه اي كه از سوي مجامع جهاني و كشورهاي حامي ادعاي آرژانتين صادر شده است اشاره كرد(+) كه به جز موارد معدودي بريتانيا حتي به اين بيانيه ها توجهي نمي كند و پاسخ نمي دهد و مالكيت بر فالكلند را امري بديهي مانند ماليكت بر اسكاتلند يا ايرلند شمالي مي داند و نيازي نمي بيند كه به آن پاسخ دهد .
كار فرهنگي براي حفظ حاكميت ملي
اما به ازاي آن كار فرهنگي و زير بنائي كه در مورد اين مساله صورت گرفته بسيار قابل توجه است كه برخي مواقع بريتانيايي ها به نظر سنجي هاي رسمي و معتبري از مردم اين سرزمين ها اشاره مي كنند كه در همه اين موارد اعلام كرده اند كه خواهان ادامه زندگي تحت حكومت بريتانيا هستند.
اين ابراز رضايت از حكومت بريتانيا به دليل وضعيت زندگي و استانداردهاي بالاي زندگي مردم اين منطقه است و همچنين وضعيت سياسي بي ثبات آرژانتين است كه مردم اين سرزمين ها را به وحشت مي اندازد كه مبادا دوباره خاطره ديكتاتوري لئوپولد (ديكتاتور آرژانتيتي) تكرار شود.
اما در مورد جزاير سه گانه خليج فارس به هيچ رو كار اساسي و زير بنايي صورت نگرفته است. به عنوان نمونه ما هيچ گاه تصويري تلويزيوني از مردم اين بخش از خاك كشورمان مشاهده نمي كنيم . گاهي اوقات وقتي ما از ابوموسي يا تنب بزرگ و كوچك با مردم صحبت مي كنيم گويي در مورد نقطه اي ان سوي اقيانوس حرف مي زنيم. 
بسيار لازم است كه در مورد اين جزاير كار فرهنگي براي ساكنان در دو سوي خليج فارس يعني در بخش بزرگ سرزمين ايران و خود مردم ابوموسي صورت بگيرد.
يعني به جاي اينكه وزارت امورخارجه كشورمان مدام بيانيه بدهد و از حق حاكيمت ملي دفاع كند كه البته كار لازمي است بايد اولويت اصلي ما شناساندن اين بخش از خاك كشورمان به مردم باشد.
به اين معنا بايد مساله جزاير سه گانه مثلا در كتاب هاي درسي دانش آموزان به صورت ويژه اي پررنگ شود . در مورد تاريخ اين جزاير داستان نوشته شود. از شهداي ارتش ايران در ماجراي اعاده حاكميت بر اين بخش از سرزمين مادري پس از پايان اشغال بريتانيا تجليل شود. شهيداني كه واقعا نام شان مهجور مانده است.
اينگونه است كه بسياري از كارشناسان اعتقاد دارند وزارت امورخارجه و دولت جمهوري اسلامي ايران بايد به صدور بيانيه هاي تكراري در تاكيسد بر تماميت ارضي كشور بسنده نكند و با همفكري نخبگان فكري براي تعميق باور نسل جوان و عمومي مردم كشور در مورد حق حاكميت ملي بر اين بخش از خاك عزيزمان اقدامي جدي صورت دهد.

پنجشنبه ۲۸ مهٔ ۲۰۰۹

چرا نام یک خیابان در ابوموسی خلیج عربی است!؟


وقتی از طریق برنامه و نرم افزار زمین گوگل (Google Erath) موقعیت جزیره ابوموسی در آب های سرزمینی ایران در خلیج فارس حدفاصل جنوبی جزیره سیری و شمال غربی امارات متحده عربی پیدا کنید، روی تصویر هوایی این جزیره ایرانی مسیر یک جاده مواصلاتی از ساحل غربی جزیره که یک بندر نظامی اقتصادی است به سمت شرق مشاهده می شود که وقتی روی تصویر دقیق می شویم این جاده را خیابان خلیج عربی معرفی می کند.

حالا سوال من این است چرا در حالی که ابوموسی بخشی جدانشدنی از خاک سرزمین ایران محسوب می شود باید اجازه دهیم چنین نام جعلی ای بر اماکنی در این بخش از خاک کشورمان نقش ببندد؟

واقعا مسئولین دستگاه دیپلماسی و استانداری هرمزگان چه پاسخی برای این سوال دارند؟




جمعه ۱۵ مهٔ ۲۰۰۹

خلیج فارس در نامه پادشاه سعودی


نقشه چاپ شده سال ١٩۵٢ در عربستان سعودی


مسئله اسم تاریخی خلیج فارس این روزها نقل مجالس است اخیرا سند بسیار جالبی دیدم که قابل یاد آوری است
ملک عبدالعزیز آل سعود ملک سعودیه در سال 1923 در چند نامه نام خلیج فارسی را ذکر کرده است این نامه توسط سید هاشم بن سید احمد الرفاعی به نماینده بریطانیا س.ج. نوكس در بوشهر ابلاغ شده است.قضیه این نامه ها از این قرار است که
سال 1828 آل خلیفه توانستند بحرین را از امارت بوشهر جدا کنند حکام جدید بحرین که بر خلاف سکان مذهب سنی داشتند مردمی بدوی و بی سواد بودند که با رسیدن به حکومت بیشترین ظلم را به مردم روا داشتند افراد عائله حاکم به راحتی زمینها و مایملک مردم را صاحب می شدند مالیات هنگفتی از شیعیان گرفته می شد و از قتل و خونریزی نیز ابایی نداشتند در این میان قبیله سنی مذهب دواسر نیز خارج از حکم آل خلیفه از شبه جزیره رو به بحرین نهادند و با تحریک پادشاه سعودی به زور زمین و دارایی سکان شیعه مذهب را تصرف می کردند با انقلاب 1920 در عراق با رهبری علمای شیعه حکومت بریطانیا برای جذب افکار عمومی شیعیان خصوصا در ایران مجبور به اقداماتی اصلاحی شد ناگفته نماند که بحرین آن زمان  جزیی از خاک ایران به شمار می رفت و تا سال 1971  بر همین منوال بود  سال 1923 بین سکان بحرین و سنیهای تازه وارد درگیری خونینی روی داد در این درگیری که بین شیعیان وحکومت و قبیله سعودی الاصل دواسر روی داد دولت بریطانیا با احمال فشار بر حکومت بحرین قبیله دواسر را مجبور به ترک بحرین کرد و همچنین دست به اقداماتی اصلاحی زد که تا حدودی به نفع شیعیان و ضرر حکومت بود در این درگیری رئیس بلدیه بحرین محمد شریف و بسیاری از بزرگان فارس زعامت قیام شیعیان را به عهده داشتند و نماینده سعودی نیز از بحرین اخراج شد حکومت سعودی که به تازگی بر مناطق شیعه نشین قطیف و الاحساء مسلط شده بود ترسید که دامنه قیام مردمی شیعیان به این نواحی نیز برسد به همین خاطر سید هاشم بن سید احمد الرفاعی را که جوانی کویتی الاصل و زیرک بود نزد نماینده بریطانیا در بوشهر کولنل نوکس فرستاد سید هاشم حامل چند نامه بود که یکی از آنها شکایت از محمد شریف رئیس بلدیه بحرین و نماینده بریطانی المیجر دیلی و درخواست بازگشت نماینده سعودی بود
المیجر دیلی یکی از زعمای حرکت اصلاح و از جمع آورندگان اموال برای مبارزین بود
این دیدار روز دوشنبه یازدهم یونیو 1923 در بوشهر روی داد و سید هاشم نامه های پادشاه سعودیه را تسلیم نماینده بریطانیا کرد
نکته بسیار قابل توجه در این نامه ها این است که پادشاه سعودیه خود را امیر نجد می خواند این نکته معلوم می دارد که آل سعود در آن زمان جز منطقه نجد را حق مسلم خود نمی دانستند و مناطق مهمی چون حجاز و منطقه شرقیه که هم اکنون قلب اقتصادی کشور به شمار می رود تحت تصرف کامل آل سعود نبوده ده سال بعد از این رویداد در مناطق شیعه نشین بحرین و قطیف نفط اکتشاف شد و اهمیت این منطقه بیش از پیش نمایان گشت نکته قابل توجه دیگر این است که ملک عبدالعزیز پادشاه سعودی خلیج را در این نامه ها خلیج فارس می خواند که از لحاظ تاریخی می تواند مورد بررسی قرار گیرد
متن کامل نامه ها از کتاب الشیعه فی المملکة العربیة السعودیه نوشته استاد گرامییم حمزة الحسن نقل می شود.


*اولا : تقرير عن المفاوضات مع السيد هاشم، مبعوث سلطان نجد، والتي جرت ما بين 11و 20 يونيو 1923.
"قبل أن أغادر الكويت في الرابع من يونيو الماضي، تلقيت برقية من المعتمد السياسي في البحرين تفيد بان سلطان نجد ارسل مبعوثا موثوقا يدعى السيد هاشم، ليتباحث معي بخصوص المسائل الناشئة عن الاضطرابات التي وقعت مؤخراً في البحرين، وبقدر ما تؤثر هذه الأحداث على رعاياه المقيمين في تلك الجزر، واستفسر المعتمد السياسي عما إذا كنت ارغب في أن يلحق بي السيد هاشم إلى الكويت على الفور، وإذا لم يكن ذلك ممكنا، فما هي التوجيهات التي يجب على المعتمد السياسي إعطاءها للسيد هاشم لكي تتوفر له الفرصة لمقابلتي ؟.
كنت على وشك مغادرة الكويت للقيام برحلة مستعجلة إلى المحمرة والأهواز، وكنت اتوقع أن اعود إلى مقر القيادة في بوشهر خلال الايام الثلاثة أو الأربعة التالية.وبناءاً على ذلك فقد طلبت أن يتوجه السيد هاشم إلى بوشهر على الفور وينتظرني هناك، كما أبرقت إلى سكرتيري في بوشهر أطلب منه أن يقدم كل مظاهر الكرم والاعتناء بمبعوث سموه حال وصوله وبإنتظار عودتي.
عدت إلى بوشهر مساء يوم الثامن من يونيو وأجريت مقابلتي الاولى مع السيد هاشم صباح يوم الاثنين، الحادي عشر من يونيو 1923.
السيد هاشم، شاب يتراوح عمره بين الثلاثين والخامسة والثلاثين عاماً، وهو من اصل كويتي، وعلى صلة قرابة قوية بصديق لي في الكويت، هو الشيخ موسى بن عبد الرزاق، وهو تاجر ثري ومحترم من تلك البلدة، كان قد توفي قبل بضع سنوات.
أبلغني السيد هاشم أنه كان صبياً صغيراً حين كنت أنا مسؤولا في الكويت، ولكنه يتذكرني جيداً ويتذكر زيارتي لديوانية الشيخ موسى في مناسبات العيد، وللقاء هناك بالشيخ مبارك الصباح.
ونظراً لوجود هذه الحلقة من الصلة بيننا، فقد ذاب الجليد على الفور، ووجدت السيد هاشم رجلاً مهذبا وكفئاً وسريع الفهم والبديهة ومدركاً لمصالح سيده، وتواقاً في نفس الوقت لان يقيم علاقات تفاهم ودية، والإبقاء على علاقات طيبة معنا.
* ثانيا :رسالة من : الشيخ السير عبد العزيز بن عبد الرحمن ال فيصل السعود، أمير نجد الخ..
إلى: سعادة المحترم س.ج. نوكس
المقيم السياسي في الخليج الفارسي
بتاريخ :الخامس من شوال 1341هـ
22مايو 1923
بعد التحيات
لي الشرف بان اعلمكم بأنني تكاتبت مع سلفكم المحترم، الكولونيل تريفور، حول موضوع الجواز جواز السفر الذي كنت أعتزم تعميمه على رعاياي بواسطة المعتمد السياسي البريطاني في البحرين، الميجور ديلي، وافق ديلي على ذلك، وقد تلقيت أخيراً رسالة مؤرخة في 23شعبان من ديلي يطلب مني فيها أن ارسل له 12نسخة من ذلك الجواز، حسب رغبة حضرتكم، وقد أرسلتها له بالفعل، ولما كان قد مر زمن طويل دون أن أتلقى اية نتيجة نهائية، ولما كان السيد هاشم، الذي تربطني به القرابة، وهو احد أتباعي الخاصين، سيتوجه لمقابلة سعادتكم، فقد رأيت من الضروري أن أذكركم بالمسألة. آملاً أن تعطوها كامل عنايتكم واهتمامكم، وإني على ثقة من انكم ستعطون المذكور رسالة مرضية حول هذه القضية التافهة حال عودته إلى بلاده. وتقبلوا فائق شكري واحترامي سلفا والله يحفظكم..
ثالثاً : رسالة من : عبد العزيز بن عبد الرحمن الفيصل السعود إلى : حضرة الليفتنانت ـ كولونيل س.ج.نوكس، المقيم السياسي في الخليج الفارسي
بتاريخ :الخامس من شوال 1342هـ
22مايو 1923
بعد التحية
لي الشرف بان ألفت انتباهكم إلى المشاكل التي حدثت بين الفرس المقيمين في البحرين وبين رعاياي هناك، والتي قتل وجرح من جرائها الكثيرون، وقد تأكد لي من مصادر موثوقة يمكن الاعتماد عليها، أن المعتدي والمدبر لهذه المشاكل كان الفرس، وذلك بدليل اشتراك وجهاء الفرس في هذه الفتنة، وعلى رأسهم محمد شريف، الذي لا يخفى عليكم موقعه الرسمي، لانه رئيس بلدية البحرين، وهو الذي يشرف على قوات الشرطة، خلافاً لرجال نجد المعروفين الذين امتنعوا عن المشاركة في هذه الاضطرابات، ومارسوا ضبط النفس والحياد التام رغم الخسائر التي تكبدوها، والقهر الذي تعرضوا له، وقد برهن ذلك على رغبتهم الأكيدة بالسلام والهدوء.
لكن القضية المدهشة هي أن رجال الشرطة، الذين أوكل إليهم حفظ القانون والنظام، قد انحازوا، كما يبدو، إلى الجانب الفارسي بسبب تعصبهم الديني وجنسيتهم الفارسية، وأطلقوا النار على النجديين، أثناء ذلك، كان المعتمد السياسي لبريطانيا العظمى في البحرين، الميجور ديلي، يتفرج على هذه الاضطرابات بلا اكتراث، ولم يكلف نفسه عناء إيقافها وكأنها لا تهمه. إن موقفه هذا هو الذي أثار دهشتي واستغرابي، وكنت آمل على الاقل بأنه سيطمئنني، ولو برسالة واحدة، حول هذه المشاكل التي اندلعت في مطلع شهر رمضان.
وتظهر آخر الاخبار التي تلقيتها حول الموضوع انها لم تحل، ولا أعرف ماذا حصل وماذا ستكون النتائج، ولكن يؤسفني أنه لم يفعل ذلك، ولذلك ارجو أن تعذروني حين أذكر لسموكم بأنني مستاء جدا من موقفه ذاك، وإنني آمل من صديقتي بريطانيا العظمى ـ التي لم ولن اتوقف أبداً عن المحافظة على صداقتي المخلصة لها، والتي نطمع بصداقتها وحبها ـ أن تعين وسيط وحدة بيننا وبينها يكون حريصا وغيوراً على مصالحي، كما كانت بريطانيا دائما.
هذا وقد قررنا أن نرسل هذه الرسالة مع السيد هاشم، احد اتباعنا المخلصين، نيابة عنا، لتسليم الرسالة لسموكم، وللتحقيق والاستفسار عن تلك الاضطرابات، آملاً من سموكم أن تعينوا احد رجالكم الموثوقين الذين تعتمدون عليهم، لكي يرافق تابعي المذكور إلى البحرين، حتى يقوما بالتحقيق والاستفسار والتأكيد معا من الأسباب، لكي تأخذ العدالة الحقة مجراها الطبيعي، ولي وطيد الأمل بان تنظروا سموكم في هذه المسألة، كما هو متوقع من بعد نظركم وحكمتكم، وان تعطوها ما تستحق من الانتباه والعناية.
 به نقل از تعلیق

شنبه ۲ مهٔ ۲۰۰۹

بعد از طرح ادعاهای واهی ارضی در مورد خاک ایران


دست اندازی اماراتی ها به اموال ایرانیان

درباره «امارات متحده عربی» ، کشوری که حدود 30 سال قبل در صحنه جهانی ظاهر شد و هم اکنون نسبت به بخشی از سرزمین کهن ایران ادعای ارضی دارد چه می شود گفت وقتی بشنویم دولت مردان اش اموال ایرانیان ساکن در امارات را به یغما می برند.
در پی بروز بحران مالی جهانی و رکود در صنعت ساختمان دوبی که به مدد فرار سرمایه از ایران و جذب سرمایه های سرگردان از کشورهای غربی چند سالی رونق گرفته بود، اینک شیوخ امارات برای جبران بخشی از خسارت های وارده به اقتصاد خود به فکر غارت اموال ایرانیان این کشور افتاده اند و در تازه ترین موارد اقدام به مصادره حدود 2 میلیارد دلار از اموال یک تاجر ایرانی به نام شهرام عبد الله زاده کرده اند.
این خبر را بخوانید:

مقامات ايراني هم به پرونده شهرام عبدالله زاده حساس شدند


سرمايه گذار ايراني مقيم دبي كه مدعي است اموال ودارايي هايش توسط يك مقام صاحب نفوذ اماراتي به صورت غير قانوني ضبط ومصادره شده است،مي گويد: رئيس جمهور وديگر مقامات ايران،وعده داده اند پرونده ويژه اورا ازراه هاي ديپلماتيك در تا مرحله" احقاق حق" پي گيري كنند.شهرام عبدالله زاده مي گويد نامه اي دراختيار دارد كه درآن،عبدالرضا شيخ الاسلام –رئيس دفتر رئيس جمهور- به نقل از محمود احمدي نژاد به منهوچهر متكي –وزير امورخارجه- نامه اي داده است كه درآن، به صراحت درمورد احقاق حق سرمايه گذار ايراني دستور صادر شده است.به گفته آقاي عبدالله زاده،با اين دستور ويژه، دستگاه ديپلماسي كشور موظف است نسبت به بازگرداندن حقوق ازدست رفته او از جمله بازگرداندن پاسپورت اقدام كرده ونسبت به مصادره اموال يك سرمايه گذار ايراني واكنش نشان دهد.شهرام عبدالله زاده همچنين گفت: ازطريق مقامات قضائي ايران،پي گير حقوق ازدست رفته ام هستم ودراين زمينه از شوراي مشترك بازرگانان ايران وامارات نيز درخواست كمك دارم.
وي افزود: براي به سرانجام رسيدن اين پرونده،هم چنان قضايا را پي گيري مي كنم وازطريق چند وكيل وبرخي دوستان در امارات و آمريكا به دنبال طرح موضوع در مجامع ومراكز حقوق بشرهستم.
وي گفت:مبلغي كه كيفر خواست براساس آن تنظيم شده، يك ميلياردو 900 ميليون دلار است. كيفر خواست من براين اساس شكل گرفته است كه من به صورت غير قانوني،حدود 60 روز بازداشت بوده ام ودراين مدت،با تهديد وارعاب مقامات امنيتي رمز گاوصندوق را اعلام كرده ام واين اتفاق باعث شد كه همه مداركم توسط شريك سابقم از بين برود. با اين حال مدارك مهمي مثل اسناد بانكي واوراق انتقال پول در ميان باقي مانده اسناد من وجود دارد كه اثبات مي كند من دروغ نگفته ام.
شهرام عبدالله زاده در مورد پي گيري مطالباتش از طريق مجامع بين المللي گفت:اخبار مربوط به اين موضوع در همه رسانه هاي بزرگ دنيا انعكاس داشته وباعث حساس شدن افكار عمومي جهان شده است.پيش ازاين در رسانه هاي دنيا درمورد نقض گسترده حقوق مالكيت درامارات متحده مطالب زيادي منعكس شده اما آن چه بر سر من آمده است، نشان مي دهد كه همه مطالب طرح شده با واقعيت انطباق دارد.
وي افزود: من فكر نمي كردم روزي با دارايي هاي من كه با صبر وتلاش به دست آورده ام،اين گونه برخورد شود.فكر نمي كردم ازسوي شيوخ امارات اين گونه مورد ظلم واقع شوم.رقم مصادره دارايي هاي من خيلي زياد است وجهان انگشت به دهان مانده است كه چگونه شيوخ امارات چشم بر واقعيت هاي اين جريان بسته اند.با اين حال سيستم قضائي امارات پي گير اين جريان است وبا وجود فشارهايي كه برآن وارد مي شود، هنوز به پي گيري مطالبات خود اميدوارم.وي درمورد واكنش مقامات ايراني به اين جريان گفت: چندي پيش نامه اي به رئيس جمهوري وديگر مقامات ايراني ارسال كردم ونسبت به ظلمي كه نسبت به من صورت گرفته،درخواست كمك كردم كه اين موضوع واكنش رئيس جمهور ايران را برانگيخت ودستور پي گيري صادر شد.
وي افزود: دروهله اول نسبت به نقض حقوق شهروندي من اعتراض صورت گرفته.يعني درمورد اين كه اجازه خروج به من نداده اند، اعتراض صورت گرفته اما به عنوان يك ايراني،انتظار بيشتري دارم.من خواهان موضع گيري مقامات ايراني هستم به اين دليل كه بيش از 500هزار ايراني در امارات زندگي مي كنند وبحران اقتصادي امارات،دارايي هاي آنها را نيز تهديد مي كند.تا جايي كه من اطلاع دارم،مقامات ارشد قضائي ايران هم نسبت به اين جريان اعتراض كرده وازسوي مقامات اتاق بازرگاني هم نامه نگاري هايي صورت گرفته است.
شهرام عبدالله زاده درپايان اين گفت وگو تاكيد كرد ؛به عنوان يك فعال اقتصادي فكر مي كنم اقنصاد امارات روبه زوال مي رود.هم اعتراض هايي كه درمورد خليج فارس مطرح كرده اند وهمواره فارس را ازخليج هميشه فارس حذف مي كنند وهم اين كه نسبت به ايراني ها رفتارهاي اهانت آميز درپيش گرفته اند.وي افزود: بحران جهاني هم اقتصاد امارات را متلاشي كرده ومزيد برعلت شده است.با اين حال بدنام شدن امارات در مورد نقض گسترده حقوق مالكيت باعث شده است كه سرمايه گذاري خارجي روند معكوسي درپيش گيرد.دليل بد رفتاري شيوخ امارات هم به اين موضوع برمي گردد كه مي ترسند سرمايه ايرانيان كه چيزي حدود 300ميليارد دلار ارزش دارد،از امارات خارج شود.
به نقل از تارنمای ایرانیان انگلیس :

یکشنبه ۲۶ آوریل ۲۰۰۹

انتشار تصاویر تکان دهنده شکنجه‌گری برادر وليعهد ابوظبی

شبكه اي بي سي صحنه هاي شكنجه و تحقير مردي به دست شيخ عيسي بن زايد آل نهيان، برادرشيخ محمد، وليعهد امارت ابوظبي را منتشر كرد.
در اين نوار ويدئويي شيخ عيسي به همراه پليس امارات دست و پاهاي قرباني خود را مي بندند و پس از ضرب و شتم وي بر زخم هاي او نمك مي پاشند و اتومبيل خود را از روي پاهاي وي حركت مي دهند.
بر پايه اين گزارش، وزارت كشور امارات متحده پس از بررسي اين ويديو تاييد كرده است شكنجه گري كه در اين تصاوير ديده مي شود همان شيخ عيسي است. گفتني است، وزير كشور امارات نيز يكي از برادران شيخ عيسي است.
سارا ليه ويتسون، از ديده بان حقوق بشر گفت، اگر دولت امارات به پرونده اين شكنجه غيرانساني رسيدگي نكند و اعضاي نيروي پليس كه در آن دست داشتند و كساني كه دستور اين شكنجه ها را صادر كرده بودند، به سزاي اعمالشان نرساند، خود نيز همدست آنان در اين شكنجه ها محسوب مي شود.
اين نوار 45 دقيقه اي به دست بسام نابلوسي، يكي از شركاي تجاري پيشين شيخ عيسي منتشر شد.
نابلوسي مدعي است، او نيز به دست پليس امارات متحده عربي به دليل خودداري از تحويل نوار ويدئويي به شيخ عيسي شكنجه شده است.
نابلوسي به اي بي سي گفت، اين مرد توانايي انجام هر كاري را دارد.
نابلوسي مي گويد، اين تصاوير به دست برادرش به دستور شيخ عيسي فيلمبرداري شده است. زيرا شيخ عيسي به مشاهده مجدد تصاوير شكنجه علاقه دارد.
انتشار این تصاویر به احتمال زياد خسارت بسيار زيادي ر ا به اقتصاد متزلزل دبي و صنعت توريسم آن وارد خواهد كرد.

سه‌شنبه ۲۱ آوریل ۲۰۰۹

درگیری شناورهای ایرانی و امارات در خلیج فارس

آیا اماراتی ها خواب هایی در مورد جزایر دیده اند؟!

امروز وقتی چند شناور دریایی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در نزدیکی سکوهای مبارک و پس از آن آب های ابوموسی در حال گشت زنی و انجام ماموریت های روزمره و معمول خود بودند دوبار از سوی شناورهای گارد ساحلی امارات مورد هدف و تیر اندازی قرار گرفتند.
با این اتفاق میان دو طرف تا دقایقی تبادل آتش صورت می گیرد ولی خوشبختانه از نیروهای هیچ کدام از طرفین ایرانی و اماراتی کسی کشته و زخمی نمی شود.
تا انتشار این مطلب در وبلاگ سه جزیره اخباری در مورد اعتراض جمهوری اسلامی به اقدامات اماراتی ها منتشر نشده است ولی برخی منابع اینترنتی که این خبر را منتشر کرده اند مدعی شدند مانند این اقدامات در دوماه اخیر باز هم تکرار شده است.
برخی بر این اعتقادند که افزایش حملات و تعارضات صورت گرفته از سوی نیروهای نظامی امارات نسبت به اهدافی وابسته به کشور ایران به دلیل تعلل و مسامحه مسئولان دیپلماتیک کشور صورت می گیرد.
همانطور که پیش از این در برخی نوشتارها و تحلیل های وبلاگ سه جزیه مورد اشاره قرار گرفته بود نشانه های متقن و غیر قابل انکاری از شدت گرفتن رفتارهای خصمانه امارات متحده علیه جمهوری اسلامی در ماه های اخیر مشاهده می شود که بدون شک حکایت از اتفاقت نا خوشایندی در آینده خواهد داشت.
سوالی که مطرح می شود این است که آیا امارات با پشت گرمی ایالات متحده یا بریتانیا خواب هایی در سر دارد؟!

چهارشنبه ۱۵ آوریل ۲۰۰۹

نگاهی به موج ادعاهای ضد ایرانی اخیر

جزایر سه گانه خلیج فارس
و

بسته تبلیغاتی جدید رسانه های غربی علیه ایران

 

رسانه های خبری منطقه و غرب از نیمه آوریل جنگ رسانه ای و موج تبلیغی جدیدی را علیه ایران به راه انداخته اند که در نگاه کلی شامل سه محور عمده شامل :

1-    تکرار ادعاهای واهی برخی شیوخ منطقه در مورد جزایر سه گانه ایرانی خلیج فارس

2-    بزرگ نمایی خطر حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل به برنامه هسته ای ایران

3-    و دست آخر ؛ ادعای جدید همراهی اعراب و کشورهای منطقه با متجاوزان به خاک ایران

بر این اساس و در فاز اول این جنگ تبلیغاتی جدید نشریه اماراتی گلف نیوز که چندان جایگاهی در میان مطبوعات منطقه ندارد در تاریخ شش آوریل 2009 با انتشار تحلیلی مدعی شد :  " انگلیس با حمایت از رویکرد امارات در قبال جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، حاکمیت ارضی ایران بر این سه جزیره را زیر سئوال برد" .

این روزنامه به نقل از «عبدالعزیز الغریر»، رئیس مجلس امارات پس از دیدار با یک مقام انگلیسی نوشت:  "بریتانیا از یافتن راه حلی صلح آمیز در مناقشه برسر سه جزیره اشغال شده اماراتی! حمایت می کند."

وی که پس از برگزاری نشستی با مایکل مارتین، رئیس مجلس عوام انگلیس در ابوظبی به خبرنگاران گفت: "وزارت خارجه انگلیس از درخواست امارات برای یافتن یک راه حل صلح آمیز در مشاجره برسر سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک حمایت کرده است."

براساس این گزارش در ماه ژانویه هیاتی از مجلس امارات به سرپرستی الغریر در سفری چهارروزه عازم لندن شد که در جریان این سفر شماری از نمایندگان پارلمان انگلیس از ادعای امارات برای گرفتن جزایر سه گانه حمایت کردند.

البته موضع بریتانیا در مورد جزایر سه گانه ایرانی خلیج فارس در گذشته هم کمابیش این بوده است که از ادعاهای امارات حمایت می کرد. به عنوان نمونه چندی قبل در آن زمان یک نماینده ارشد انگلیسی موضوع جزایر سه گانه را که به ادعای امارات در اشغال ایران قرار دارد در مجلس عوام این کشور مطرح کرد و این مساله به وزارت خارجه انگلیس ارجاع شد.

اما همانطور که عرض کردم این سرآغاز حرکتی جدید علیه کشورمان خواهد بود که تنها بهانه آن طرح موضوع جزایر است چراکه در بسته تبلیغاتی جدید رسانه های غربی که از سوی آمریکا و اسرائیل با همکاری مصر و امارات تهیه شده است هم موضوع جزایر ، برنامه هسته ای ایران و هم طرح موضوعات امنیتی از سوی برخی کشورهای عربی پیش بینی و گنجانده شده است .

اما در ادامه این موج تبلیغاتی روزنامه "الجزيره" چاپ عربستان سعودي نیز یک روز بعد یعنی در تاریخ هفتم آوریل به نقل از سخنگوي وزارت امور خارجه مصر نوشت : از نظر این کشور بحث جزاير سه گانه براي کشورهاي عربي موضوعي بسيار مهم است، دولت مصر اعتقاد دارد که اين جزاير توسط جمهوري اسلامي ايران اشغال شده اند که تهران بايد دست از آنها بکشد. لذا لازم است آنگونه که طرف اماراتي را راضي کند با اين پرونده برخورد کرد.

اگرچه این اقدام مصری ها در شرایط کنونی می تواند ناظر بر فرافکنی از مشکلاتی باشد که این کشور دولت جدید اسرائیل دارند اما طرح این گونه سخنان در شرایط کنونی حساب شده است.

در تکمیل این موج تبلیغاتی و رسانه ای یونایتد پرس گزارشی منتشر کرد مبنی بر اینکه :کشورهای خلیج فارس شامل : عربستان، کویت، قطر، بحرین، عمارات متحده و عمان در حال آماده شدن برای مقابله با عملیات انتقامی ایران پس از بمباران تاسیسات هسته ای ایران در ماههای واپسین امسال هستند.

بنا بر همین گزارش خلیج فارس از بالا تا پائین توسط موشک های پاتریوت برای حفاظت از تاسیسات نفتی پوشانده شده است. سیستم پاتریوت که برای ردیابی و هدف قرار دادن موشک های ٣ تا ۶ متری طراحی شده قادر است موشک های ایران را که گفته می شود این کشور صدها عدد از آنها را در اختیار دارد در سرعت های سه تا پنج برابر صوت منهدم کند.

یونایتد پرس گزارش داد که رفت و آمدهای دائمی بین مقامات نظامی شورای همکاری خلیج و واشنگتن در جریان است. آیا واقعا این خبر یونایتد پرس منعکس کننده جدی بودن وضعیت است تا حدی که کشور های عربی بطور گسترده آماده مقابله با حملات انتقامی ایران می شوند؟
اما برخی تحلیلگران غربی همزمان با انتشار این گزارش ضمن ابزار تردید نسبت به جدی بودن تهدیدها علیه ایران مدعی شدند: در دو ماه آینده اگر قرار باشد وضعیت اینگونه که یونایتد پرس ترسیم می کند بطور آشکار بالا بگیرد و تنش ها بطور فزاینده ای خطر برخورد را در منطقه افزایش دهد این احتمال که جریانات محافظه کار در ایران بار دیگر بر انتخاب احمدی نژاد پای بفشارند بسیار است.

اما همزمان با این ادعاهای رسانه های عربی و غربی در مورد خطر جدید حمله به ایران یکی از مقامات بلندپایه امارات متحده عربی که نخواست نامش فاش شود، سیزدهم آوریل گفت: دولت "باراک اوباما" رئیس جمهور آمریکا می تواند به کمک "چتر هسته ای" از متفقین خود در خاور نزدیک در برابر تهدید ناشی از ایران محافظت کند. وی به پیشنهاد مشابهی اشاره کرد که "هیلاری کلینتون" در ماه آپریل 2008 زمانی که سناتور بود طی سخنرانی های پیش از انتخاباتی خود اعلام کرده بود.

این مقام امارات متحده گفت که یک چنین ضمانت امنیتی می توانست هراسی که برنامه هسته ای ایران در همسایگانش برانگیخته است را از بین ببرد. به گفته وی، درک این مطلب که اگر شرکای آمریکا در خاور نزدیک مورد حمله قرار گیرند، آمریکا می تواند برای تلافی به ایران ضربه وارد کند، می توانست تهران را از تلاش برای ساخت سلاح هسته ای بازدارد.
اما همانطور که "جرج پرکوویچ" رئیس برنامه منع گسترش سلاح های هسته ای در بنیاد "کارنگی" می گوید: ایده ارائه چتر هسته ای به همسایگان ایران "زودهنگام و بی نتیجه" است.
چون "اوضاع طوری خواهد بود که گویا آمریکا با سلاح هسته ای خود ایران را تهدید می کند و و بسیاری چنین نتیجه گیری می کنند که ایران کاملاً حق دارد که سعی در کار کردن روی برنامه غنی سازی اورانیوم خود دارد".
همانطور که ملاحظه می کنید مدیران اتاق جنگ روانی رسانه های عربی- غربی اهداف و مقاصد پیدا و پنهان چندگانه ای را از طراحی این بسته تبلیغاتی دنبال می کنند که شامل تاثیرگذاری بر انتخابات ریاست جمهوری دهم تا فشار بر ایران در موضوع هسته ای و مساله بسیار مهم جزایر سه گانه را در کنار بزرگنمایی خطر حمله اسرائیل به ایران، می شود.